ازدواج با همکار
براي ازدواج کردن بايد هنرمند بود، اينکه از ميان جمعيت شهر کسي را پيدا کني که همفکر و هم عقيده ات باشد، چيزي جز هنر و مهارت نمي طلبد. اين موجود ايده آل مي تواند هر کسي باشد، شايد جواني از دل فاميل يا شايد صد پشت غريبه. اما وقتي غريبه ها آشنا مي شوند شباهت ها کار خودشان را کرده اند. بعضي ها مي گويند اهل فاميل بهترين گزينه براي ازدواجند. ولي بعضي ها شعري مي خوانند که «من از بيگانگان هرگز ننالم». اما آنها که انديشه اي متفاوت دارند دنبال کسي مي گردند که نه در فاميل و کوچه و خيابان که همنشيني روزانه در محيط کار است. در محل کار همه جور آدمي پيدا مي شود. بعضي ها اهل صلحند و سر در لاک خويش مي برند و با آناني که از قماش جنجالند کاري ندارند. آدم هاي محيط کار شباهت کمي به اصل وجودي شان دارند. آدم ها در محيط کار تنها لايه هاي ظاهري شخصيتشان را نشان مي دهند ، نه تمام لايه ها را . ما همواره ماسک هايي همراه داريم که وقتي وارد محيط کار مي شويم به چهره مي زنيم تا ظاهري موجه داشته باشيم. ازدواج با همکار تابع شرايط ازدواج مناسب است، يعني بايد معيارهاي فرد مناسب در نظر گرفته شود و پس از آن براساس ملاک هاي مورد نظر انتخاب صورت بگيرد.براي همين قبل از ازدواج بايد به شاخصه هاي مدنظرمان واقف باشيم و از تصميم گيري صرف بر مبناي رفتار فرد در محيط کار پرهيز کنيم اما روي ديگر سکه ازدواج با همکار وابستگي هايي است که چشم و گوش ها را بر واقعيت مي بندند: «مراودات مستمر در يک محيط نوعي وابستگي را ايجاد مي کند که وقتي پاي ازدواج در ميان باشد اين وابستگي ها تشديد مي شود. اينها موانعي بر سر راه انتخاب درست هستند.مشکلات، بعد از ازدواج تازه رخ نمايان مي کنند دو فرد همکار وقتي با هم ازدواج مي کنند، يکسري ملاحظات نيز ميانشان شکل مي گيرد که تا پيش از اين مورد توجهشان نبوده مثلاً وقتي خانمي ببيند شوهرش با يک زن گرم صحبت است از خود واکنش نشان مي دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنين حساسيتي نداشته است.
بعضي وقت ها پول ميان زن و شوهر فاصله مي اندازد، مسايل مربوط به درآمدها براي خيلي از زوجين مشکل آفرين است، به خصوص زماني که مي خواهند در هزينه هاي زندگي مشارکت داشته باشند. گاهي اوقات زن و شوهرهايي که محل کارشان هم يکي نيست درآمد همسر را وارسي کرده و در مورد اينکه چرا پولش را خرج زندگي نمي کند، از او بازخواست مي کنند.اين مساله زماني حادتر مي شود که يکي از زوجين بخواهند بخشي از درآمدش را به پس انداز يا تملکي شخصي اختصاص دهد.دو همکار وقتي زن و شوهر مي شوند ، حتماً مشاجرات و قهر و دعواهاي خود را به محل کار هم مي آورند اين يعني با خبر شدن تمامي همکاران از مسايل درون زندگي اما با اين همه هستند زن و شوهرهاي همکاري که نه تنها اين مشکلات را ندارند که حتي اين مسائل به مخليه شان هم خطور نکرده اين حادثه يک رويا نيست، بلکه همان چيزي است که به آن درک متقابل مي گويند زن و مردي که در عين همکار بودن با تفاهم در کنار هم عمر مي گذرانند، اگر همکار هم نبودن حتماً چنين وضعيتي را تجربه مي کردند.